user: 
 pass:    
شنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۹۳   
منوی اصلی

· خانه
· سخن سردبیر
· تازه ها
· گفت و شنود
· جستجو
· ارتباط با ما
· معرفی ما به دیگران
· کتابخانه

· لیست تمامی مقالات
· لیست تمامی مناظرات

· فایل های صوتی (پادکست)
· فایل های تصویری

· پورتال جدید
کاربران حاضر

فعلا:
8 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.
آخرین ارسال گفت و شنود

رفتن به ارسالچه خبر؟!(73)
 بوسیله pajohesh
 در جمعه، ۰۳ مرداد ۱۳۹۳ 
رفتن به ارسالبيت العدل و تبليغ(137)
 بوسیله irani
 در شنبه، ۰۷ تیر ۱۳۹۳ 
رفتن به ارسالدعوت آريا حقگو به مناظره(8)
 بوسیله Sardabir
 در یكشنبه، ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ 
رفتن به ارسالمقالات دیگران (3)(45)
 بوسیله irani
 در سه شنبه، ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ 
رفتن به ارسالسخنی با سر دبیر محترم(7)
 بوسیله Sardabir
 در سه شنبه، ۱۰ دی ۱۳۹۲ 
رفتن به ارسالسونامي كنفرانس شيكاگو!(11)
 بوسیله pajohesh
 در جمعه، ۲۹ آذر ۱۳۹۲ 
رفتن به ارسالعرفان ثابتی،همجنسگرائی،بیت لعدل(44)
 بوسیله irani
 در یكشنبه، ۱۷ آذر ۱۳۹۲ 

[دستیابی به انجمن]

عناوین آخرین مناظرات

· به دنبال اشتراکات (یكشنبه، ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱)
· تعدد زوجات در بهائیت (2) (جمعه، ۲۲ بهمن ۱۳۸۹)
· "تعدد زوجات در بهائیت"(1) و" ورود به دانشگاهها" (جمعه، ۲۲ بهمن ۱۳۸۹)
· بهائیت و معاد جسمانی (یكشنبه، ۰۳ آبان ۱۳۸۸)
· گفتگو در خاتمیت(3) (یكشنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)
· گفتگو در خاتمیت(2) (یكشنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)
· گفتگو در خاتمیت(1) (یكشنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)
· دعوت به مناظره (شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۸۷)
· دعوی الوهیت (پنجشنبه، ۰۹ خرداد ۱۳۸۷)
· پیرامون تحری حقیقت (2) (شنبه، ۲۷ مرداد ۱۳۸۶)
· پیرامون تحری حقیقت (1) (شنبه، ۲۷ مرداد ۱۳۸۶)
· بی بی سی و باغ های بهایی (جمعه، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶)
· فواید ردیه نویسان! (جمعه، ۱۰ فروردین ۱۳۸۶)
· نارسائی ها و تناقضات اسلام (پنجشنبه، ۰۹ فروردین ۱۳۸۶)
· حقوق زنان در بهائیت (دوشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۵)
· کتاب فیچیکیا و بیت العدل (شنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۸۵)
· شیوه های تبلیغ (شنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۸۵)
· دلایل حقانیت (چهارشنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۵)
عناوین آخرین مقالات

· تضاد محققان بهائی و بیت العدل (یكشنبه، ۲۲ دی ۱۳۹۲)
· آئین بهائی و دموکراسی( پاسخى به آریا حقگو) (پنجشنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۲)
· وقتی بهائی ها تاریخ می نویسند! (شنبه، ۱۶ آذر ۱۳۹۲)
· بهائیت و ساینتولوژى (جمعه، ۰۳ آبان ۱۳۹۲)
· پیگرد بابیان و بهائیان (پنجشنبه، ۲۵ مهر ۱۳۹۲)
· بیت العدل و تبلیغ تبشیری(2) (پنجشنبه، ۰۴ مهر ۱۳۹۲)
· بیت العدل و تبلیغ تبشیری(1) (پنجشنبه، ۰۴ مهر ۱۳۹۲)
· بیت العدل و تبلیغ تبشیری(3) (پنجشنبه، ۰۴ مهر ۱۳۹۲)
· بیت العدل و تبلیغ تبشیری(4) (پنجشنبه، ۰۴ مهر ۱۳۹۲)
· بیت العدل و تبلیغ تبشیری(5) (پنجشنبه، ۰۴ مهر ۱۳۹۲)
· بهائیت و همجنس گرائی (جمعه، ۰۸ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(54) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(53) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(52) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(51) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(50) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(49) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(48) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
· مقالات دیگران(47) (دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۲)
آمار



ارسال عنوان جدید   پاسخ دهی به عنوان
نمایش عنوان قبلی نسخه قابل چاپ ورود برای بررسی پیامهای خصوصی نمایش عنوان بعدی
نویسنده پیام
pajohesh
ارسالارسال شده: چهارشنبه، ۳۰ اسفند ۱۳۹۱
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

به اين جمله ها كه در پيام كوتاه نوروزي بيت العدل آمده توجه فرماييد:

"خوشا به حال شما برگزیدگان حضرت کبریا که به نور ایمان منوّرید، به خلق و خوی رحمانی مزیّنید، در ایجاد این تقلیب روحانی کوشایید، و در راه کمک به تأسیس مدنیّتِ لاشرقیّه و لاغربیّۀ الهیّه از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید"...

بيت العدل با عبارت" در ايجاد اين تقليب روحاني كوشائيد" ، بهائيان را برمي انگيزد كه براي تقليب بهار بر زمستان (كه بهائيت را بهارى پس از زمستان و اصطلاحا بهارى معنوى خوانده است) كوشا باشند.

اين پاراگراف پس از پاراگراف قبلى اين پيام است كه ظهور باب و بهاء را آغاز بهارى دانسته كه قرار است اوضاع جهان را به سامان و تكامل برساند و اوضاع انسانى را مشكين و عنبرين كند و دنيايي را سبز و خرم سازد:

" این تغییراتِ عالم طبیعت یادآوری است از حلول بهاری معنوی که با طلوع امر حضرت ربّ اعلی مبشّر و منادی تجدید حیات روحانی در این عصر نورانی و با ظهور حضرت بهاءالله مظهر کلّی الهی و بانی تمدّنی بدیع و جهانی آغاز گردید. همان ‌گونه که از نفخۀ بهار دل‌نشین جهان مشکین و عنبرین می‌شود و دشت و صحرای بی‌گیاه از نو سبز و خرّم می‌گردد، قوای منبعث از نسایم جان‌بخش این بهار پرانوار نیز عالم وجود را حیاتی تازه ‌بخشد و آن را برای ترقّیات شگرف مادّی و معنوی آماده نماید، فرا رسیدن بلوغ جمعی نوع بشر را نوید ‌دهد و ملل و اقوام مختلف را به سوی دنیایی مخصّص به اصل وحدت در کثرت به پیش بَرد...."!

بيت العدل تعاليم بي تناقض(!) بهائيت را قوايي منبعث از بهار باب و بهاء شمرده كه بايد توسط بهائيان باطلاع همه مردم رسانده و تبليغ شود و در اين راه هر جانفشانى هم كه لازم است توسط بهائيان معمول گردد و خلاصه از آنها مي خواهد:" از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید"...
ذكر الفاظي هيجانى و ماورائي براي بهائيان در اين پيام همچون " خادمان عالم انسانى"، "جنود ملكوت الهي"، " زر ناب" ، و كساني كه در طوفان ها و آتش ها افسرده نشده بلكه برافروخته تر مي شوند(!) براي تشويق بيشتر بهائيان به تبليغى تبشيرى و تهاجمى است...

تاكيد كنيم كه همه اين تشويق ها و تحريك ها براي بهائيان ايران است كه ايرانيان را تبليغ نمايند نه اسرائيليان كه از بيم آنكه نكند اثر پيام دوازده اسفند در تشويق به تبليغ كمرنگ و فراموش شود دوهفته بعد در آخر اسفند باز به بهانه پيام نوروزي از آنها مي خواهد براي تقليب زمستان اسلام به بهار بهائيت كه تقليبى معنوي است تلاش كنندو پيشاپيش نيز پيش بينى نموده كه اگر با اين كار شما طوفان و آتش هم برپا شد و مشكلاتى برايتان ايجاد گرديد، مبادا افسرده و سرد شويد بلكه بايد در لهيب فتنه ها افروخته تر و مقاوم تر شويد...!

 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: چهارشنبه، ۳۰ اسفند ۱۳۹۱



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

دوستان اطلاع دارند چرا پست من جا به جا شد؟

من بعد از پژوهش مطلبم را نوشتم. اما بعد از حدود یک ساعت دیدم پست من جا به جا شد و پست ایشان به آخرین پست انتقال پیدا کرد!!!

چه کسی در سایت امکان این جابه جایی را دارد؟
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
hoda
ارسالارسال شده: پنجشنبه، ۰۱ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 162

دوست عزیز جنای جابری 19،
این که شما دوست دارید آخرین کامنت را بگذارید تا به هنگام ورود افراد به تاپیک، نخست مطلب شما خوانده شود، البته تا حدودی قابل درک است. اما بهتر است به جای این جور مطالب، به موضوع تاپیک بپردازید و از ضوابط بحث علمی خارج نشوید. هر چقدر هم که تلاش کنید، امکان ندارد مسؤولان و کاربران سایت را عصبی کنید. بالاخره این سایت کارنامه ای برای خود دارد و همین که شما آزادانه هر چه می خواهید می نویسید و بعضا از ضوابط گفتگوی علمی خارج می شوید، اما کاری به کار شما ندارند و با صبر و حوصله پاسخ شما را می دهند، فکر می کنم نشانه ی سعه ی صدر مسؤولان سایت است. سعه ی صدری که در هیچ سایت بهائی وجود ندارد و البته خود به آن واقفید.
پژوهش مطالب علمی بسیار خوبی را مطرح کرده اند که فکر می کنم بهتر است به جای پرداختن به حاشیه به اصل مطلب بپردازیم.
این که می فرمایید ممنوعیت تبلیغ در اسرائیل نص نیست!
از این سخن «مرغ پخته» هم خنده اش می گیرد و زن جوان از دست داده بر آن لبخند می زند.
اصل این تاپیک مربوط به همین موضوع عدم ممنوعیت تبلیغ در اسرائیل است. اگر شما معتقدید که تبلیغ بهائیت در اسرئیل برای بهائیان آزاد است، بفرمایید که ما هم استفاده کنید. البته خوب است که با مدرکی از «سوی بزرگان» بهائی همراه باشد.
در مورد برداشت از نص هم راه خطا پیموده اید و البته من به شما حق می دهم. شاید در حوزه علوم انسانی کم مطالعه باشید. اما از آن جا که ظاهرا با تحصیلات بنده هم خوب آشنایی دارید، اجازه بدهید قضاوت هایی از این دست در حوزه ی متخصصان باشد. جالب این جا است که من یاد ندارم حوزه ی مطالعات اصلی خود را در سایت مطرح کرده باشم و در حیرتم که شما از کجا نسبت به آن اطلاع دارید؟!آیا با یک کار اطلاعاتی در مورد کاربران سایت بهائی پژوهی مواجهیم؟ چندان که قبلا ادعا کردید انتشار خبر عضو ایرانی بیت العدل، یک کار اطلاعاتی بوده است؟ و اگر چنین است واقعاً با یک دیانت مواجهیم یا یک سازمان جاسوسی و اطلاعاتی؟
اما در مورد مسأله ی اسرائیل: اختلاف دقیقا در یک حکم تشریعی است که نص لازم از بیت العدل را هم داراست. جناب ثابتان این حکم را تعلیل کرده اند. فرموده اند اسرائیل اجازه زندگی کردن هم به بهائیان در اسرائیل نمی دهد. بهائیان هم بدون هیچ اعتراضی مسأله را پذیرفته اند. جناب ثابتان سخنگوی جامعه ی بهائی هم هستند. شما با تعلیل ایشان مخالفید. شما بفرمایید که مرجع حل اختلاف شما و ایشان کجاست؟بالاخره چه کسی باید علت این حکم را تعیین کند. من به دو دلیل نشان دادم که مرجع حل اختلاف بیت العدل است. شما می فرمایید نیست. من اگر ده دلیل دیگر هم بیاورم، شما نمی پذیرید. چون نمی خواهید قبول کنید که به تعارض رسیده اید. اما به نظرم من چشم ها را باید شست. جور دیگر باید دید...
جناب ثابتان را چه کسی به عنوان سخنگوی جامعه ی امر انتخاب کرده است؟ اگر بیت العدل نظر مخالفان جناب ثابتان را تأیید نمی کند (که بنا بر گفته ی شما مخالفت های جدی با ایشان در میان اغنام الله در گرفته است) ، آیا این به معنای تأیید سخنان ایشان توسط بیت العدل و باطل بودن برداشت شما از این نص نیست؟
من فکر می کنم بیت العدل با نظر شما موافق نیست. باز هم کاری ندارد. شما که ارتباطات لازم را دارید. استعلام کنید و از مقر بیت العدل در اسرائیل کسب تکلیف نمایید.
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: پنجشنبه، ۰۱ فروردین ۱۳۹۲



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

هدی جان

حقا که حب الشیء یعمی و یصم و به درستی که تعصب هادم بنیان آدمی است.

1- شما اگر جانب انصاف را رعایت می کردید، دقت می فرمودید که کسی که علاقه دارد تا آخرین کامنت از او باشدو به چشم بقیه بیاید پژوهش است نه من. من کامنتی بعد از پژوهش گذاشتم اما بعد از حدود یک ساعت دیدم که این کامنت جابه جا شده و کامنت پژوهش به عنوان آخرین کامنت آمده است. البته علاقه پژوهش به این کار، قبلا هم در همین تاپیک دیده شده بود که من به رویشان نیاوردم.
برای اینکه سند دیگری از پژوهشی نبودن سایت شما عرضه کنم دو نسخه ای که قبل از این جابه جایی و بعد از آن، از این تاپیک تهیه کرده ام را در اختیار خوانندگان می گذارم تا خود قضاوت کنند:

لطفا به صفحه آخر هر دو فایل بروید تا دستکاری دوستان را ببینید:
نمای تاپیک بلافاصله بعد از پست من:
http://up.toca.ir/images/axpayi5ao8u9te0x9g22.pdf


نمای تاپیک بعد از جابه جایی پست پژوهش: (دقت کنید که پست پژوهش دیگر قبل از من نیست و به پست بعد از من منتقل شده است!!):
http://up.toca.ir/images/omfh3zw4vu4cwlw1n5s.pdf


میدانم که خوشایندتان نیست اما چاره ای ندارم. مجبورم حداقل بعضی از جنبه های مغرضانه و متعصبانه سایت شما را به دوستان خواننده متذکر شوم.

2- هروقت خوانندگان فهمیدند که این سایت آیا سایتی پژوهشی است یا سایتی اطلاعاتی و نفوذی، که به عنوان نمونه پژوهش، گزارشِ به خیال خود جلسه داخلی بهائیان را در آن ارائه می کند، آنگاه شما هم مخاطبتان را خواهید شناخت.

3- در مورد مساله نص، هم من دیگر توضیح اضافه ای ندارم چون تکرار مکررّات خواهد بود. کامنت قبلی کاملا گویا بود. نص در دیانت بهائی اشاره به عین عبارت طلعات مقدسه دارد و نه جملات من درآوردی شما. اگر اختلافی در فهم و استنباط از کلمات طلعات مقدسه بین احبا ایجاد شود، مرجع حل اختلاف بیت العدل اعظم هستند. و مثال شما نه نص است و نه اختلاف، بر سر استنباط است.
حال شما می فرمائید من دو دلیل آوردم. خب عزیز من هر دو دلیلتان علیل است! و توقع دارید دلیل علیل را من بپذیرم.

بد نیست اشاره کنم که در یکی از مرقومه های بیت العدل اعظم که به این ممنوعیت اشاره شده است، آمده است که این ممنوعیت، قانونی است که از زمان حضرت بهاء الله رعایت می شده است و هر کسی با حداقل سواد تاریخی می داند که در زمان حضرت بهاء الله حکومت اسرائیل وجود نداشته است.
لذا می بینید که بیت العدل هم در این زمینه نظرشان را بیان فرموده اند.

با سپاس
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
hoda
ارسالارسال شده: پنجشنبه، ۰۱ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 162

دوست عزیز جناب جابری،
در مورد جابجایی کامنت، اگر اتفاق افتاده باشد به نظر بنده هم اشتباه است و نباید تکرار شود. خلاف رویه ی سایت است.البته آن قدر به علت سیستم قدیمی و CMS فرسوده سایت از این جور اتفاقات می افتد که شاید چندن عجیب نباشد. امید که فضای جدید سایت هر چه زودتر آماده استفاده شود تا چنین مشکلاتی نیز دیگر پدید نیاید.
گاهی اتفاق افتاده است که مطلب از روی سایت افتاده است. دوستان فنی سایت توضیحاتی می دهند. این احتمال وجود دارد که اتفاق روی داده، حاصل یک اشکال فنی باشد. اصل این است که به هر حال شما آزادانه مطلبتان را می نویسید. این اصلی ترین مسأله در یک گفتگوی دو طرفه است که هیچ سایت بهائی جرأت ورود به این مقوله را ندارد و شما هم به آن واقفید.

در مورد نحوه ی اطلاعتان از رشته تحصیلی بنده توضیحی ندادید. راستی جدا از ما جاسوسی می کنید؟

اما در مورد اسرائیل
مرحبا بناصرنا
پس شما هم قبول کردید که بیت العدل اعلام کرده که تبلیغ امر مبارک در اسرائیل ممنوع است. آن را هم به دلیل قانونی اعلام کرده که پیشتر در زمان جناب بهاءالله وضع شده است.
از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت که شیرین است

این بحث مدتها قبل در بهائی پژوهی انجام شده بود.
http://www.bahairesearch.ir/html/index.php?name=PNphpBB2&file=viewtopic&p=5224#5224
نص آن هم بیان شده بود. همین که بیت العدل می گوید تبلیغ بهائیت در اسرائیل ممنوع است. تبلیغ اسرائیلی ها در خارج از اسرائیل ممنوع است. تبلیغ اسرائیلی ها از طریق اینترنت و چت کردن ممنوع است و اگر یک بهائی فهمید مخاطبش یک اسرائیلی است باید به سرعت از تبلیغ او دست بردارد، به همه‌ی این ها می‌گویند نص!

اما در مورد علت این نص!
اختلاف شما با سخنگوی جامعه ی امر که به روشنی مشخص شد.
این که بیت العدل در اختلاف برداشت از نص باید ورود پیدا کند، آن را هم پذیرفتید.
تا همین جا هم به نظر من کافی است. اجازه دهید قضاوت را به عهده خوانندگان بگذاریم. واقعا لزومی ندارد که به یک نتیجه واحد برسیم. هر دو طرف سخنان خود را گفته اند و زمان، زمان قضاوت خوانندگان است.
حالا خوب است به سراغ مغایرت این تعلیم با وجدان انسان های برویم. به سراغ میزان تطابق آن با عقل. میزان تطابق آن با علم.
راستی چرا تبلیغ بهائیت در اسرائیل ممنوع است و در ایران واجب؟
اگر بهائیت چیز خوبی است که برای اسرائیلی ها هم باید چیز خوبی باشد. چرا آن را در آن کشور تبلیغ نمی کنید؟ چون حضرت بهاءالله گفته است؟ خوب ایشان چرا فرموده اند؟ استحضار دارید که فرمایش ایشان باید به عقل جور در بیاید. نه این که این را من بگویم. خود ایشان و جناب عبدالبها فرموده اند که اگر دستوری از دستورهای دینی با عقل شما جور در نیامد و وعقل شما آن را نپذیرفت، آن را کنار بگذارید. چون خرافه است.

پس سیر بحث ما این گونه شد:
تبلیغ در اسرائیل و تبلیغ اتباع آن کشور، حتی به صورت اینترنتی و چت کردن در بهائیت حرام است.
سخنگوی جامعه امر اعلام کرده که علت عدم حضور و زندگی کردن بهائیان در اسرائیل، ممانعت آن کشور است.
شما می فرمایید که علت این مسأله آن است که از زمان حضرت بهاءالله این مسأله ممنوع بوده است.
دلیل شما با اجازه جناب عالی خیلی سست است. خوب سؤالات بعدی این است:
1) چرا تبلیغ در زمان جناب بهاءالله ممنوع بوده است؟
2) آیا این دستور یک دستور ابدی است یا یک دستور مقطعی؟
3) اگر ابدی است، علت ابدی بودن آن چیست؟
4) اگر مقطعی است، زمان پایان آن چه زمان است؟
5) چه ابدی باشد و چه مقطعی، در مورد مغایرت آن با وجدان و عقل، چه توجیهی وجود دارد؟
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: پنجشنبه، ۰۱ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

در اولين روز فرخنده بهار و نخستين خورشيد سال نو، هر كجا كه هستيد برايتان ، بهروزي آرزو مي كنم.
در كاربررسي پيام دوازده اسفند بيت العدل، نخستين موضوع تبليغ بود كه تناقضش را بررسي كرديم.
اكنون به موضوعى ديگر كه در اين پيام بسيار حائز اهميت است، مي رسيم (كه بى ارتباط هم با موضوع اول نيست ) و آن موضوع "يادگيرى" است:

بيت العدل در حال يادگيرى!

خيلى جالب است كه در پيام مذكور، بيت العدل اعتراف مي كند كه هم جامعه بهايي و هم بيت العدل در حال يادگيرى هستند!

توضيح اين كه بيت العدل در تبيين اوضاع جهانى و مشكلات جهانى، اين تحليل را ارائه مي كند كه اين چالش ها در سياست و فرهنگ و اقتصاد و... نياز به راه حل هاي جديد و امروزين دارد كه بهائيان با همكاري بقيه بايد تحقيق كنند و مطالب نوئي را يادبگيرندو تجربيات جديدى بدست آورند و زير نظر بيت العدل اين فرآيند يادگيرى را ادامه دهند تا موفق شوند راه حل هاى ياد شده را تكميل و ارائه دهند!

به عبارت ديگر بهائيان در اين پيام ، موظف مي شوند بروند و با ديگران در يك فرايند يادگيرى ، دستورالعمل هايي را براي حل مشكلات بشرى پيدا كنند و در اختيار بيت العدل گزارند تا اين نهاد از طرقي كه دارد آنها را در اختيار نهادهاى بين المللى قرار دهد بلكه مشكلات بشرى حل شود!
اين است عاقبت دينى كه جديدترين دين مرتبط با وحى است!
در واقع دين و وحي و ارتباط با ملكوت براى ارائه تشريع الاهى را در بهائيت بايد فراموش كرد. بيت العدل كه مقام تبيين و تشريع است و نه نفر انسان كه تك تكشان محتمل الخطا و جمعشان "مصون از خطا"ست(!) براي حل مشكلات بشرى سيستم يادگيرى را پيشنهاد مي كند كه بهائيان به كمك ساير آدميان و موسسات و گروه ها بايد بروند سعى و خطا كنند و تجربيات جديد بدست آورند و راه حل هائي را ياد بگيرند و در اختيار گيرند تا شايد اوضاع انساني به سامان آيد!

كارى كه خود بيت العدل عملا در موضوع همجنسگرائي انجام داد :
عده اى از بهائيان همجنسگرا شدند يا عده اى همجنسگرا متمايل به بهائيت گرديدند و از بيت العدل سوال كردند كه تكليف ما چيست و نظر شما در مورد آنها و ازدواج همجنسگرايان چه مى باشد ؟

بيت العدل ابتدا مخالفت كرد و تحريم نمود اما با زياد شدن فشار همجنسگرايان ياد گرفت كه منعطف شود و اخيرا اعلام نمايد كه همجنسگرايان مظلوم واقع شده اند و بايد از مظلومين حمايت نمود و تحريم منتفى است و اين موضوع از مسائل مدنى است كه به خود جوامع مربوط است و ما دخالت نمي كنيم!
اين است فرايند يادگيرى ، كه جامعه بهايي بايد با همكارى ساير جوامع انجام دهد و بيت العدل نيز محور اين يادگيرى است.

براى اين كه متهم به افترا نشويم سري به فراز هاى پيام دوازده اسفند مي زنيم:

"...تبديل آرمان ها به واقعيت ها، ايجاد تقليب در افراد و پى ريزى ساختارهاى اجتماعى مناسب، كار كوچكى نيست. جامعه بهايي يك فرآيند يادگيري درازمدت را كه لازمه اين مشروع عظيم است با جديّت تمام دنبال مي كند...
اين فرآيند يادگيرى در جوامع مختلف بهايي در هرگوشه از جهان در جريان است...
جامعه بهايي شيوه عمل معينى اتخاذ كرده است كه ويژگى آن اقدام، بازنگرى، مشورت و مطالعه اي است كه نه تنها مراجعه به آثار امرى بلكه تجزيه و تحليل علمى الگوهاى حاصله را نيز در بر مي گيرد...
مسير كلى اين فرآيند يادگيرى از طريق يك سلسله نقشه هاى جهانى هدايت مى شود كه جهت و چارچوب آن را بيت العدل اعظم تعيين مي كنند...!!"
(پيام بيت العدل ،١٢ اسفند٩١)

توجه فرموديد بيت العدل - كه خودش را اعظم مى نامد - مسير اين يادگيرى را از طريق يك سلسله نقشه هاى جهانى هدايت مي نمايد و افراد بهاىى در همه جا ابزار اين يادگيرى هستند تا از طريق اقدام، بازنگرى،مطالعه، مشورت و تجزيه و تحليل علمي الگو هاى موجود ،در نهايت به راه حل هاىى برسند براى مشكلات بشرى!

آنوقت بفرماييد اين رفتار با رفتار يك حزب سياسي غير مرتبط با دين و وحى كه سعي مي كند برنامه هاىى را مطالعه و تحقيق كند تا براى رسيدن به قدرت آنها را ارائه نمايد و نوعا هم راه حل هايش دنيايي و قابل تغيير و مشكلدار است كه نتيجه اش شرليط نازيباى فعلى جهان است، چه تفاوتى مي كند؟!


 
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
hoda
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 162

دوست عزیز جناب پژوهش
فرا رسیدن سال نو را به شما تبریک می گویم.
از تتبع محققانه شما صمیمانه سپاسگزارم. در تاپیکی که شما آغازگر بحث بودید، قدری بنده کمترین پا برهنه دویدم و باعث انحراف از موضوع اصلی شدم که عذرخواهی می کنم.
اما در مورد مطالب اخیرتان:
دوست داشتم متن دو بیانیه ی اخیر بیت العدل خطاب به ایرانیان را ببینم. متأسفانه امکان پذیر نشد. اگر صلاح می دانید بخش های مهم آن یا همه ی آن را در معرض دید قرار دهید. البته اگر سایت به این وسیله مسدود می شود، بنده تقاضای خود را پس می گیرم. اما بنده شنیده ام که بیت العدل، در پیام اخیر نسبت به مسأله ی انتخابات در ایران نیز توصیه هایی به اغنام الله کرده است. دوست داشتم در این مورد ویژه نیز اگر شنیده ی من صحیح است، بخش مرتبط با موضوع را از پیام اخیر بیت العدل ملاحظه کنم.
چون به نظر می رسد توصیه های انتخاباتی به پیروان، کاری جدید از سوی جامعه ی بهائی و بر خلاف نصوص امری باشد. لطفا ارشاد بفرمایید.
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

محقق گرانمايه، هداى عزيز
بنده نيز نوروز پيروز و بهار خجسته را به جنابعالى تبريك عرض مي كنم و سالي پر از موفقيت را براى شما و همه دوستان آرزو مندم.
در مورد پيام ها، گمان مى كردم ديده باشيد، هر دو را برايتان از طريق ايميل فرستادم.
اتفاقا در بحث دخالت در سياست و انتخابات كه فرموديد مطالبى دارد كه امروز قصد داشتم به آن بپردازم.
از هم اكنون تقاضا دارم همراهى بفرماييد.
ارادتمند.: پژوهش
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

جناب پژوهش

شما نکات بنده در مورد جابه جایی پستهای ارسالی را دیدید؟

آیا نظری دارید؟
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

هدی جان

1- توجیهات شما درمورد جابه جایی کامنتها برای کسی که از سیستم مدیریت محتوا چیزی نمی داند شاید قانع کننده باشد ولی برای من بیشتر به طنز می ماند. گاهی به دلیل اختلال در سیستم، مطلبی پست نمی شود یا اتصال به سرور به اشکال برمیخورد. اما در این مورد پست بنده باموفقیت ارسال شد و درسایت قرار گرفت (به نسخه ذخیره شده مراجعه کنید) اما بعد از حدود یک ساعت مطالب ترتیبشان به هم خورد و مطلب پژوهش جابه جا شد و به انتها منتقل شد.
نیازی نیست که شما در دفاع از همه وارد شوید. خوب است جناب پژوهش خودشان توضیح دهند که چه شد که این اتفاق افتاد.


2- نوشته اید که:
در مورد نحوه ی اطلاعتان از رشته تحصیلی بنده توضیحی ندادید. راستی جدا از ما جاسوسی می کنید؟

نه این فقط پژوهش است که در کار جاسوسی است. ما هم به این بزرگوار تأسی می کنیم.


3- علت ذوق زدگی شما را از اشاره به ممنوعیت تبلیغ نفهمیدم. مگر من جائی منکر این ممنوعیت بوده ام که این طور شعفناک شدید که:
مرحبا بناصرنا
پس شما هم قبول کردید که بیت العدل اعلام کرده که تبلــیغ امر مبارک در اسرائیل ممنوع است.


4- عزیز من، با بلند کردن صدا یا بزرگ کردن فونت مطلبی اثبات نمی شود! نص عین عبارات طلعات مقدسه است و نه هرچیزی که شما بنویسید و آن را نص بدانید. به هیچ کدام از آنچه شما نوشتید در ادبیات بهائی نص گفته نمی شود.

من محول شدن رفع اختلاف در استنباط از نصوص به بیت العدل را از همان ابتدا هم قبول داشتم.

مشکل شما این است که با اصطلاحات قرآن و حدیثی که یاد گرفته اید به سراغ مطالعه آثار امری رفته اید و آن چه که نص نیست را نص می نامید و برای خودتان نتیجه گیری می کنید.

5- من هم موافقم که حرف ها زده شد و خوب است قضاوت در این قسمت با دیگران باشد.

اما ادامه بحث:
به جاست که هم شما هم پژوهش که این بحث را قبلا با هم داشتیم اظهار نظر کنید که این مسأله که به نظر شما تناقض می آید، آیا تناقض برای یک بهائی است یا غیر بهائی؟

یعنی الان شما نگران کدام هستید؟ اینکه از نظر شما غیربهائیان، وجوب تبلیغ در ایران و ممنوعیت آن در اراضی مقدسه، با هم تناقض دارد؟

و یا اینکه این تناقض برای یک بهائی مطرح است؟

لبخند برلبانتان همیشگی باد!
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

بيت العدل و دخالت در سياست

در پيام دوازده اسفند، محور اصلي بعد از تبليغ و يادگيرى كه به آن پرداخته شد، دخالت در سياست است .
در واقع عمده متن ده صفحه اى اين پيام شرح ديدگاه بيت العدل در مورد سياست جهانى از مرحله نطفه تا بلوغ و نقش بهائيان در حركت سياسى جهان و يادگيرى راه حل هاى امروزين براي مشكلات سياسى مي باشد لذا مصرّا از بهائيان خواسته است اين ديدگاهها را خيلي خوب براي همسايگان و دوستان و آشنايان، شرح دهند تا سوء تفاهم ها از بين برود.

به نظرم بد نيست ابتدا نگاهى داشته باشيم بر بعضي از نصوص بهايي در مورد دخالت در سياست و اطاعت از حكومت و سپس به نقد ديدگاه بيت العدل در پيام دوازده اسفند بپردازيم تا اختلاف نصوص و نظر بيت العدل را نشان داده باشيم:

بهاء الله در کتاب اقدس :

‏« لَیسَ لأحَدٍ أن یَعتَرِضَ عَلی الَّذین یَحکُمُونَ عَلَی العِبادِ. دَعوا لَهُم ما عِندَهُم وَ تَوَجَّهُوا إلَی القلوب "
بر هیچ کس جایز نیست که بر کسانی که حکومت می کنند اعتراض کنند. آن چه را که نزد آنان است به ‏خودشان واگذارید و به دل ها توجه کنید."‏

عبدالبهاء :
‏« نفسی از احبا اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر ‏است که نسبت خود را از این امر قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد، خود می داند.»‏

رساله سياسيه:

. چه که امور سياست و حکومت و مملکت و رعيّت را مرجع محترميست و مصدر معيّن و هدايت و ديانت و معرفت و تربيت و ترويج خصائل و فضائل انسانيّت را مرکز مقدّسی و منبع مشخّصی اين نفوس تعلّقی بامور سياسی ندارند و مداخله نخواهند . اينست در اين کور اعظم و رشد و بلوغ عالم اين مسئله چون بنيان مرصوص در کتاب الهی منصوص است و باين نصّ قاطع و برهان لامع کلّ بايد اوامر حکومت را خاضع و خاشع و پايه سرير سلطنت را منقاد و طائع باشند يعنی در اطاعت و عبوديّت شهرياران رعيّت صادق و بنده موافق باشند . چنانچه در کتاب عهد و ايمان و پيمان باقی ابدی جمال رحمانی که امرش قاطع و فجرش ساطع و صبحش صادق و لامعست بنصّ صريح ميفرمايد ، امر منصوص اين است : " يا اولياء الله و امنائه ملوک مظاهر قدرت و مطالع عزّت و ثروت حقّند دربارهء ايشان دعا کنيد حکومت ارض بآن نفوس عنايت شد و قلوب را از برای خود مقرّر داشت نزاع و جدال را نهی فرمود نهياً عظيماً فی الکتاب هذا امر الله فی هذا الظّهور الاعظم و عصمه من حکم المحو و زيّنه بطراز الاثبات انّه هو العليم الحکيم مظاهر حکم و مطالع امر که بطراز عدل و انصاف مزيّنند بر کلّ اعانت آن نفوس لازم "

" احبّاء نبايد کلمه‌ای از امور سياسی بر زبان رانند زيرا تعلّق به ايشان ندارد. بلکه به امور و خدمات خويش مشغول شوند و بس. در فکر آن باشند که بخدا نزديک شوند و به رضای الهی قيام نمايند و سبب راحت و آسايش و سرور و شادمانی عالم انسانی گردند .... علی الخصوص که بنصّ قاطع الهی ممنوع از مداخله و محاوره در امور حکومتيم. بکلّی اينگونه امور مباين رضای ربّ غفور است."

و در لوح ابن اصدق :"ميزان بهائی بودن و نبودن اين است که هر کسی در امور سياسيّه مداخله کند و خارج از وظيفه خويش حرفی زند يا حرکتی نمايد. همين برهان کافيست که بهائی نيست دليل ديگر نمي خواهد."

و در لوحی دیگر :"ابداً در مجلس شور از امور سياسيّه دم نزنند بلکه جميع مذاکرات در مصالح کليّه و جزئيّه، اصلاح احوال و تحسين اخلاق و تربيت اطفال و محافظه عموم از جميع جهات باشند. و اگر چنانچه نفسی بخواهد کلمه‌ای از تصرّفات حکومت و اعتراضی بر اوليای امور نمايد ديگران موافقت ننمايند زيرا امرالله را قطعيّاً تعلّق بامور سياسيّه نبوده و نيست. امور سياسيّه راجع به اوليای امور است چه تعلّقی بنفوسی دارد که بايد در تنظيم حال و اخلاق و تشويق بر کمالات کوشند. باری هيچ نفسی نبايد که از تکليف خود خارج شود."
همچنین :"منع عموم از آنچه سبب فتنه و فساد و عدم مداخله در امور سياسيّه بالکلّيّه و عدم مکالمه در اين خصوص ولو بشقّ شفه و دلالت بر تمکين در جميع احوال و سکون و محبّت و دوستی با عموم."

شوقی افندی :

" ما از انجام دو کار ناگزیریم. یکی اینکه از مسائل سیاسی چون طاعون دوری کنیم و دیگر اینکه در هر کجا ساکنیم مطیع دولت حاکم باشیم." ...
" هیچ چیز بیشتر از طغیان آشکار در مقابل دولتمردان یک کشور، با روح امرالله تخالف و تناقض ندارد." و می فرمایند: " و نیز ماذون نیستیم به نهضتهای زیرزمینی یعنی اقلیتهایی که بر علیه حکومت وقت شورش می کنند بپیوندیم." و می فرمایند: " با درگیر شدن با این سیستمها ما نمی توانیم آنها را تغییر بدهیم بلکه برعکس آنها ما را تباه خواهند کرد."
ومی فرمایند: " آنچه آنان (بهاییان) باید به طور اصولی تحت همه ی شرایط از آن اجتناب کنند تحزّب گرایی و طرفداری سیاسی در تمام اشکال آن است."
" او (فرد بهایی) پشتیبان اصول مصرحه توسط حضرت بهاءالله می باشد که من اعتقاد راسخ دارم برنامه ی هیچ حزب سیاسی با آن تطابق کامل ندارد." و در جای دیگر می فرمایند: "هیچ بهایی نباید تحت هیچگونه شرایطی خود را نسبت به برنامه های سیاسی و یا سیاستهای هر حزب سیاسی متعهد سازد زیرا وابستگی به چنین حزبی ضرورتاً متضمن انکار بعضی از اصول و تعالیم امر مبارک و یا به منزله ی پذیرش ناقص بعضی از حقایق اساسیه ی آن می باشد."

" ورود به عرصه ی احزاب سیاسی بدون شک مضرّ به مصالح عالیه امرالله است و به آن آسیب می زند." و می فرمایند: " ما به عنوان اشخاص بهایی وظیفه نداریم که درباره عادلانه و یا غیرعادلانه بودن حکومتمان اظهار نظر کنیم زیرا چه بسا هر بهایی دارای نقطه نظر جداگانه ای باشد و در درون جامعه آتش تفرقه شعله ور گردد و وحدت از میان برود."

بيت العدل:
" جمال اقدس ابهی (حضرت بهاءالله) تاسیس نوعی حکومت مشروطه را که در آن آرمانهای جمهوریخواهی و عظمت سلطنت که به آن لقب "آیتی از آیات الهی" عنایت فرموده اند، با هم ترکیب و تلفیق شود به عنوان توفیقی شایسته و ممتاز توصیه فرموده اند"
" جامعه ی بهایی سازمانی جهانی است که در صدد تاسیس صلح عمومی بر کره ی خاکی می باشد اگر شخص بهایی در جهت اهداف یک حزب برای غلبه بر حزب دیگر کوشش کند این خود انکار روح واقعی دیانت بهایی است."

(اين ها كه نقل شد از عباراتى بودكه يكى از بهائيان در بحث هاى قبلى سايت در مورد عدم دخالت در سياست از متون بهايي برگزيده و نقل نموده بودند)
پيام ١٢ اسفند:
"بهائيان مى كوشند تا حدي كه امكاناتشان اجازه مى دهد با تعداد فزاينده اى از جنبش ها، سازمان ها، گروههاو افراد همكارى نمايندو به اقدامات مشتركى بپردازند...رويكرد جامعه بهائي در مورد عدم مشاركت در اين گونه فعاليت ها به منزله اعتراضى بنيادين نسبت به امر سياست به معناى واقعى آن نيست زيرا نوع بشر مآلا از طرق سياسي امور خود را سازمان مى دهد. بهائيان در انتخابات مدنى شركت مى كنند..."

*****
ملاحظه مى فرماييد، چرخش عدم دخالت در سياست و طاعون خواندن آن در نصوص با دستور مشاركت سياسي بيت العدل و ممدوح خواندن سلطنت با رنگ جمهورى(!) و ايجاد نظم نوين براي جهان و ...با عبارت "بشر لزوما امور خود را از طريق سياسي سازمان مى دهد" و شركت در انتخابات مدنى كه لازمه مدنيت و سياست در دنياى امروز است و... چگونه در پيام دوازده اسفند آمده است...
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

جناب پژوهش

اول- ممنون که شما کلمه نص و نصوص را در معنای صحیح آن به کار بردید و نه به جملات خود، بلکه به بیانات مبارکه طلعات مقدسه با عبارت نص و نصوص اشاره کردید.

دوم- قبل از متهم کردن بیت العدل به دخالت در سیاست خوب بود این نص مبارک را هم در کنار بقیه نصوص مبارکه می آوردید تا معلوم شود که اساسا این وظیفه به بیت العدل محول شده است:

... چونكه هر روز را امري و هر حين را حكمي مقتضي لذا امور بوزراي بيت عدل راجع تا انچه را مصلحت وقت دانند معمول دارند نفوسي كه لوجه الله بر خدمت امر قيام نمايند ايشان ملهمند بالهامات غيبي الهي بر كل اطاعت لازم امور سياسيه كل راجع است به بيت العدل .



پس دقت می فرمائید که نصوص بهائی امور سیاسی را به بیت العدل محول کرده اند و همگان را به اطاعت از آن مرجع مصون از خطا الزام فرموده اند.
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

كاربران گرامى، سردبير عزيز
محاسن شيوه مرضيه و منفرد بهايي پژوهى در امكان آزادانه كامنت گزاري براى هركس، آفتى هم دارد و آن قطع مبحث با كامنت هاى خارج از موضوع و گاهى ايذائى ، خداى نكرده جهت دار براى لوث كردن بحث هاى علمى است، نمونه اش را در همين تاپيك ملاحظه مى فرماييد.خواهشمندم براي جلوگيرى از بريده نشدن رشته بحث توسط باحث اصلى تدبيري انديشيده شود. متشكرم
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

جناب جابرى بحث حقير هنوز تمام نشده است حوصله به خرج بدهيد تا بحث كامل شود امكان نظر دهى پس از آن براى شما و ديگران خواهد بود.
اينقدر با كامنت هاى متعدد بحث را قطع نفرماييد تا شبهه اى پيش نيايد كه اصلا ماموريتى داريد نگذاريد بحث نقد بيت العدل منعقد شود!
اگر خودتان كمى فكر كنيد همراه ما مى شديد كه متنى كه نقل كرديد، خود دليل بارزى است بر وجود تناقض ديگرى در نصوص بهاىى:
از يكطرف مى گويند بحث هاى سياسي مثل طاعون است بايد احتراز كرد و ميزان بهائى بودن افراد دخالت در سياست است اگر دخالت كرد غير بهايي است و بقيه متونى كه ذكر شد واز طرفى مي گويند بحث سياسي به وزراي(!) بيت العدل راجع است.!
يكروز بگويند عدم دخالت و روزي بگويند دخالت( بر خلاف نصوص طلعات )!
اين همان تناقضي است كه نشان از"من عندالله نبودن" است. چيزي كه تشكيلات بهاىى را در حد يك حزب تنزل مى دهد كه هر روز به مقتضاى زمان حرفى بزند و مريدانى جمع كند همچون بحث همجنسگرائي!
لطفا تا اتمام بحث حوصله كنيد و بحث را قطع نفرماييد. متشكرم
 
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: شنبه، ۰۳ فروردین ۱۳۹۲



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

جناب پژوهش

الان من به این حرف شما (ادعای تناقض در موضوع دخالت در سیاست) پاسخ بدهم یا نه؟ آیا فقط شما باید متکلم وحده باشید و دیگران شنونده باشند؟

بسیار خوب ؛

من فعلا چیزی نمی گویم تا نطق شما تمام شود که یک وقت خدای نکرده بحث علمی و پژوهشگرانه تان قطع نشود. آن وقت ببینیم شما بازهم بهانه ای برای جلوگیری از نقد شدن دارید یا خیر.

متاسفانه یا خوشبختانه حوصله من زیاد است. چندین سال است که روش غیر علمی و غیر پژوهشی شما را دیده ام. اگر گاف اخیر حضرتعالی هم نبود علاقه ای به نوشتن در این سایت نداشتم چرا که ردّیه نویسی را عنوان مناسب تری برای قلم فرسائی های شما میدانم.

***البته مسأله جابه جایی کامنت ها هم کماکان به قوت خود باقی است و سکوت شما مشکلی را حل نمی کند. مخصوصا که در مورد این کامنت آخرتان هم همین اتفاق افتاد و حدود ده دقیقه بعد از ارسال، ویرایش شد و متن آن تغییر کرد. اگر ما صبر کردیم و شما حرف هایتان را زدید و بعد تا ما شروع به نقد کردیم شما با توجه به امکان ویرایشی که دارید سخنان پیشینتان را دستکاری کردید تکلیف چیست؟


پیشنهاد و خواهش من این است یک توضیح مختصر در مورد این اقدام زشت غیر اخلاقی بدهید و بعد منبر و محراب به طور کامل در اختیار شما!


راستی، لطفا تکلیف بقیه را هم معلوم کنید. الان قرار است فقط شما در این تاپیک بنویسید و بقیه خواننده باشند؟ یعنی من و هدی دیگر چیزی ننویسیم؟ بحث ما هم فعلا hold می شود؟

هرچه شما در این زمینه پیشنهاد بفرمائید من قبول می کنم.


ایام به کام
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: شنبه، ۰۳ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

تنزّل به حزبى سياسى

بيت العدل مصون از خطا(!)،در لابلاى پيام دوازده اسفند، خطايي بزرگ مرتكب شده و خود را در قد و قواره يك حزب سياسى تنزل داده است.
او براى بهائيان - كه طبق نصوص مأذون به دخالت در سياست نيستند- تعيين تكليف كرده كه در سياست( البته از نوع غير حزبى!) ، دخالت نمايند، در انتخابات شركت كنند ، با موسسات و سازمان هاى اجتماعى مشاركت نمايند،مظالمى را كه بر آنان مى رود بازگو كنند،در مورد برقرارى عدالت فعال باشند و از طرق قانونى عليه اصلاح نابرابري و بى عدالتى عليه خود و ديگران ، در قالب قوانين موجود اقدام نمايند!

اين اقدام بيت العدل، عكس العمل اعتراضات زيادي بوده كه در طول ساليان از داخل و خارج بهائيت نسبت به اصل عدم دخالت در سياست و اطاعت محض از حكومت ها ، به او وارد مى شده و به قول خودش در يك فرايند يادگيري او را به اين نتيجه رسانده كه بايد تغييرى ايجاد نمايد.
بيت العدل ديگر نمى توانسته به جوانان بهائى در دوران جديد جهانى همچون سابق بگويد چشم و گوش بسته باشند و به آنها امر كند كه در سياست دخالت نكنيد و از حكومتها - فارغ از عدالت و ظلم - اطاعت محض نمائيد. ديگر نمى توانسته مثل نصوص قبلى آنها را از شركت در انتخابات هاى مهم كشور منع كند -در حاليكه مردم ديگر را مى بينند كه در اندازه هاى خود آزادانه ، در سازمان دادن به سياست كشورشان از طريق انتخابات و اجتماعات صنفى يا اجتماعى يا سياسى دخيل هستند - و به آنها تشر بزند كه از مسائل اجتماعى و سياست مثل طاعون ، احتراز كنند و به قول رهبرانشان طبق نصوص "چكار داشته باشند كه حكومت ظالم است يا عادل؟! اين قبايي است كه خدا بر آنان پوشانده و قباى بهائيت قباى قلوب است نه ابدان كه حاكمان بر آن مسلّطند و ليس لاحد ان يعترض الى الذين يحكمون على العباد، دعوا لهم...!

پس بايد راه چاره اى مي انديشيدند تا بتوانند نسل جديد را حفظ كنند و از اين سرافكندگى نجات دهند.

از سوى ديگر براى اعتراضات خارج از بهائيت كه آنها را با اين تعليم "عدم دخالت در سياست و اطاعت محض از حاكمان "، به گروهى جاسوس يا مزدور استعمارگران و توجيه گر ظلم ظالمان و تحكيم كننده بنياد ستم حاكمان وجائران و...توصيف مى نمودند، پايان دهند و تغييراتى ايجاد كنند و هردو اين سرافكندگى كه جامعه بهاىى را احاطه كرده است را چاره جويي نمايند.

اين شد كه در پيام ١٢ اسفند ٩١ دامن همت به كمر زده ابتدا در اوائل پيام، تعليم مشهور" عدم دخالت در سياست" را به " عدم دخالت در سياست حزبى" تغيير داده و سپس با توجيهات ده صفحه اى سعى كندكه دخالت در سياست و شركت در انتخابات و مشاركت عمومي با سازمان ها و ديگر كنشگران اجتماعى را از نظر بهائيت مشروع جلوه دهد و از بهائيان بخواهد كه در سياست دخالت كنند و ديگر آن را طاعون ندانند و اين تغيير موضع را براى دوستان و همسايگان و آشنايان تبيين نمايند!

افزودن واژه حزبى، براى تعليم " عدم دخالت در سياست " هم براى اين بوده كه در اين فرايندهاي سياسى كه معمولا احزاب به انشقاق و حزب هاى جاندارتر منتهى مي شوند، جذب غير بيت العدل نشوند و بدانند براى هميشه بايد زمامشان دست بيت العدل باشد و از او تبعيت نمايند و گرنه با مجازات طرد روبرو مي شوند چنانچه ديگرانى با اين مجازات ، تنبيه شدند و از جامعه بهاىى اخراج!

باصطلاح " حزب" بد است اگر غير بيت العدل باشد اما اگر بيت العدل ، بدتر از هر حزب ديگري ، براى رسيدن به يك قدرت جهانى به نام دين، عمل كند، قبحى ندارد چون آنها مصون از خطايند و اطاعتشان واجب!
راستى را استبداد مطلقه از اين بيشتر كه نه نفر آدم محتمل الخطا را از طريق مثلا انتخابات دور هم بنشانند و به همه جهانيان بگويند از اينها اطاعت كنيدو لم و بم هم نگوئيد چون اينها ملهم به الهامات الاهى هستند!
اينها كه خودشان مى گويند از طريق فرايند يادگيرى در حال يادگيري هستند و در اين فرايند ممكن است هر روز يك تصميم بگيرند: روزي همجنسگرايي را حرام و روزي مباح اعلام مى كنند، تبليغ در يكجا را واجب وهمزمان در جاى ديگر حرام اعلام نمايند و هكذا امور ديگر... اين ها را بر مقدرات خود حاكم كنند و ببينند امروز چه مى گويند و فردا چه چيز و خرده فرمايشات آنها هم الهامات الاهى است و لازم الاتباع!

همه اينها تنزل بيت العدل به يك حزب سياسى آن هم حزبى از نوع استبدادى با رنگ دينى است. دقت فرماييد:

"بهائيان در هركجا كه ساكن باشند مي كوشند كه موازين عدالت را رعايت نمايند و براي اصلاح نابرابرى و بى عدالتى نسبت به خود و ديگران در قالب قوانين موجود فعاليت كنند...اين رويكرد و اين راهبرد، جامعه بهايي را قادر مي سازد...همبستگى و يكپارچگى خود را در مقام يك موجويت جهانى حفظ كند..."
(پيام ١٢ اسفند٩١)
حال مقايسه فرماييد با متون و نصوصي كه از بهاءالله و عبدالبها و شوقى در مورد عدم اعتراض به حاكمان و اطاعت محض از آنان و ارائه معيار بهايي بودن به عدم دخالت در سياست و طاعون بودن سياست و...
ادامه دارد...
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: شنبه، ۰۳ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

بيت العدل و تمدّن سازى!

بيت العدل در هر دو پيام (هم دوازده اسفند و هم نوروز) سخن از تمدن سازى نموده و مدعى شده بهائيت با تعاليمي مثل وحدت عالم انسانى به فرايند تمدن سازي كمك نموده است.!
كاربرد ناشيانه واژه تمدن سازي - كه در جامعه شناسي، مبحثى علمى و عميق بوده و اصولا واژه ساختن براى آن بى معنى و غير علمى است (مثل فرهنگ سازي)و حاصل فرايند هاي گوناگونى است كه طى قرون بر اثر عوامل مختلف شكل مي گيرد-از سوي بيت العدل همان قدرمضحك است كه كاربرد واژه "لاشرقيه ولا غربيه" در بيام نوروزى براى تمدن بهائي!
گذشته از ادبيات تصنعى و تقليدى بيت العدل در اين پيام ها (كه به سبك ادبيات طلعات مقدسه با تكرار واژه هاي نامألوف و بعضا غلط مثل تقليب و خمودت و جمودت و...) ضعف مفرط علمى نيز مثل همين موضوع تمدن سازي و لاشرقيه و لاغربيه كاملا هويداست.
گمان بردن به اينكه با يك كتاب بشري و يا يك شعار وحدت توسط يك نفر در يك گوشه جهان مي توان تمدن ساخت عوامي گرى در تحليل هاي فرهنگى و اجتماعى است كه هر دانشجوى علوم اجتماعى را بهت زده مي كند. اگر اينگونه مي بود بايد سعدى عليه الرحمه را با شعار " بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند" كه ششصد سال قبل از بهاءالله گفته است ، بانى تمدن جديد بشري قلمداد نمود!
بي اطلاعى بيت العدل مصون ازخطا(!) از واژه "لا شرقيه ولاغربيه" و تقليد ناشيانه از شعارهاى مسلمين براى پز دادن و ادعاى علميت كردن در نثرهاى تصنعى ، خيلى دور از انتظار نبوده و نيست. جمعي كه به اعتراف خودشان در حال يادگيرى هستند، با تقليد هاى كور، هر فضيلتى را مي خواهند در توبره خود گرد آورند تا شايد مريدانى را محو خود كنند غافل از آنكه اين مريدان، چندى بعد اين سوى و آنسوى منشأ حرف ها را پيدا مى كنند و دست بيت العدل در مونتاژ ها رو مي شود و از آنها فاصله مى گيرند و بر عمر تلف شده افسوس مي خورند. اين كه تمدن جديد بشرى را مديون شعار بديع (!)وحدت عالم انسانى بهاءالله معرفى كنند، اظهار جهل از سوى كسانى است كه خود را اعظم و مصون از خطا و ملهم به الهامات الاهى مي شمرند!
اگر اسلام خود را "لاشرقيه و لا غربيه " مى خواند چون تعاليمش بشري نيست و الاهى است و نه رنگ شرقي دارد و نه غربى چون وحيانى است.( أللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ یَكَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ سوره نور ؛ آیه ٣٥)

تشبيه تمدن باصطلاح بهائى(!) كه مى گويد ما در فرايند يادگيرى در انظمه جهانى هستيم و بتدريج راه حل هايى بشرى پيدا مي كنيم و توسط نه نفر محتمل الخطاى مصون از خطا(!)به چيزهايي مى رسيم (چنانكه براى همجنس گرائي و ازدواج فاميلى به راه حل رسيديم و ارائه فرموديم و جوازش را صادر نموديم) به امور وحيانى اسلام با عبارت "لاشرقيه ولاغربيه " ، چه مستندى دارد؟!

 اگر مي شود بهائيت با چند شعار وحدت عالم انسانى و صلح عمومى و ... تمدن بسازد، همه مصلحان بشرى كه از اين رديف سخنان گفته اند كه فضل تقدم دارند! فرهنگ و ادبيات ما ايرانيان هزاران مرتبه كامل تر از اين سخنان را به شعر و نثر در خود جاى نداده است ؟! از سعدي عليه الرحمه كه شعر بنى آدم او - كه بشريت را همچون اعضاى يك بدن ، متاثر از يكدگر توصيف نموده است - و بر سر در سازمان ملل نصب است به عنوان نمونه پيشتر نام برده شد علاوه بر انبوه آيات و روايات اسلامى كه در اين زمينه متواتر است...
اين چه داعيه گزافى است كه بيت العدل اصرار دارد بهائيان را برانگيزد تا اين نوع تمدن سازي را براى ما ايرانيان تبيين كنند و همسايگان و دوستان و آشنايان وبستگان را تبليغ نمايند؟! اروپائيان ، يا بهتر بگوئيم شرق و غرب با تمدن بشرى خود ، به بن بست رسيده اند باز بيت العدل مي خواهد انسانها از همان سوراخى كه گزيده شدند، دوباره گزيده شوند؟ آزموده را آزمودن خطاست.
توجه فرماييد چگونه و با عبارات برانگيزاننده اى بهائيان را براى تبليغ ما ايرانيان در پيام نوروزى بسيج مي نمايند:
"خوشا به حال شما برگزیدگان حضرت کبریا که به نور ایمان منوّرید، به خلق و خوی رحمانی مزیّنید، در ایجاد این تقلیب روحانی کوشایید، و در راه کمک به تأسیس مدنیّتِ لاشرقیّه و لاغربیّۀ الهیّه از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. "
اين هم پيام ١٢ اسفند٩١:
"مشغله ذهنى جامعه بهائيت اين است كه چگونه مي تواند به فرايند تمدن سازي كمك كند...جامعه بهائي يك فرايند يادگيرى درازمدت را كه لازمه اين مشروع عظيم است با جديت دنبال مي كند...مسير كلي اين فرايند يادگيري از طريق يك سلسله نقشه هاى جهانى هدايت مى شود كه جهت و چارچوب آن را بيت العدل اعظم تعيين مي كند... الهام بخش اقدامات بهائيان بينشي از اجتماع است كه حضرت بهاءالله يك قرن و نيم پيش در يكى از الواح خود به آن اشاره فرموده عالم بشري را به هيكل انسان تشبيه مي نمايند..."!

ادامه دارد

 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: یكشنبه، ۰۴ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 274

بيت العدل و آينده

محور ديگر در پيام ١٢ اسفند ٩١ ترسيم آينده بشريت توسط بيت العدل است. توضيح اينكه يكصد و هفتاد سال قبل كه بهائيت با پيشينه بابيت، اصل بنيادين مهدويت را به سخره نشست و اعلام كرد آن جوان شيرازي همان مهدي موعود است ، در پاسخ اينكه اگر او مهدى است پس استقرار عدالت در زمين و پايان جنگها و نزاع ها و نابرابرى ها و نيز وعده هائي كه بوجود او محقق خواهد شد و ايجاد آينده روشنى كه به ظهورش نويد داده شده كجاست، مجبور شد دست به دامن توجيهاتى براى اين موضوع شود و اعلام نمايد كه صبركنيد اين وعده ها بدست خود بشر كم كم محقق مي شود!
در طول حدوديكصد و شصت سال پس از مرگ آن جوان شيرازي كه بهائيت او را همان مهدى موعود و نقطه اولاى آئين خود شمرد و مقبره اش را در اسرائيل زيارتگاه بهائيان جهان قرارداد، نه تنها وضع جهان بهتر نشد كه دائما وضع بشريت نابسامان تر شد :
وقوع دو جنگ جهانى خانمانسوز، جنگهاى محلى و كشورى و منطقه اى، كاربرد سلاح هاى كشتارجمعى و بمب اتمى و شيميائي -كه مليىونها انسان را به خاك و خون كشيد،-ازدياد فقر و گرسنگى و تبعيض و نابرابرى و برده داري مدرن و فريب و تجاوز به حقوق انسانها، لشگر كشي و اشغال كشورها به بهانه هاى واهى، تخريب محيط زيست و رواج فريب وبازى با كلماتى همچون حقوق بشر و صلح و آزادى و برخوردهاى دوگانه با قوانين باصطلاح جهانى، استفاده ابزاري از سازمان ملل و شوراى امنيت و شوراى حقوق بشر، حاكميت بانكدارها و كارتل ها و تراست ها كه فرياد اعتراض و تظاهرات هرروزه مردم و جنبش نود ونه درصدى را رقم زده است كه مصداق كامل "ظهر الفساد فى البرّ والبحر" است، منكران مهدويت را با چالش هر روزه مواجه ساخت كه هرروزه بايد اصلاح را به آينده وظهور تدريجى موكول نمايند!
بيت العدل نيز كه وارث رهبرى اين آئين است از ابتداى كار دائما در بوق آينده دميده و در همه پيام هاى كوچك و بزرگ خود از جمله پيام اسفند ماه نويد داده كه عجله نكنيد اوضاع با مساعى ما و شما و بشريت زير نظر بيت العدل بهبود خواهد يافت !

ستيز با آئين الهى و وعده تاريخي حق در قرآن كريم براى ظهور اراده خدا دراستقرار عدل توسط بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه، منكران مهدويت را رسوا نمود و به چوپانان دروغگوئي بدل ساخت كه هرروز براى ادامه حيات خود بايد دروغ ديگرى ساز كنند!

اين ها همه شاهدى است كه استقرارعدالت موعود، وراثت زمين به مستضعفان،امامت صالحان و پاكان ، استخلاف اولياء الاهى، تبديل دوران بيم به امن، تمكين ديانت مورد رضاى الاهى به جاى آئين هاى دروغين، و اعتلاى پرچم توحيد و يگانگى، فقط بدست همان منجى جهانى است كه كتابهاى الاهى پيشين نويدش را داده بودند و قرآن كريم نيزتصريح نموده كهقوله تعالي: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (النور:55)

بيت العدل از يكسو در همين پيام اعتراف نموده كه "حل بحران فزاينده محيط زيست و وخامت اوضاع خانواده و نقض مداوم حقوق زنان و كودكان و تداوم استبداد و تمركز ثروت در دست گروهى كوچك كه از بنياد به غلط طرحريزى شده مستلزم تغييرى بنيادين در تارو پود اجتماع است" اما در همان صفحه نتيجه مى گيرد كه بفرموده عبدالبهاء ، اين امور متدرّجا حاصل خواهدشد!
هم وحدت نژاد،(!) هم وحدت وطن (!)هم وحدت در امور عظيمه(!) وهم وحدت در سياست (!)، متدرجا و به مرور مطابق پيش بينى بهائيت شكل خواهدگرفت!(روشنفكران جهان بايد جمع شوند و تبيين كنند وحدت نژاد و وطن، هم به مرور ايجادشدنى است!)
دقت فرماييد به عين عبارت در پيام ١٢ اسفند٩١:
"اتحاد و يگانگى به فرموده حضرت عبدالبهاء در عرصه هاى مختلف حيات بشرى، متدرّجا حاصل خواهدشد.
وحدت سياست، وحدت در آراء عظيمه، وحدت نژاد، وحدت وطن با تحقق اين امور ساختارهاى لازم در دنيائي برخوردار از اتحاد سياسى... به مرور شكل خواهد گرفت"!

فاعتبروا يا اولى الابصار...


 
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
jaberi19
ارسالارسال شده: دوشنبه، ۰۵ فروردین ۱۳۹۲



عضو شده: یكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۱
‌ارسال‌ها: 56

جناب پژوهش

با عرض خسته نباشید برای قلم فرسائی ای که نمودید. در خلال مباحث شما بنده نکاتی گفتم که شما درخواست کردید صبر کنم تا بحثتان تمام شود. حال که بحث تمام شده، قبل از اینکه نکات را بگویم، آخرین سوالی که از شما پرسیده بودم که بر روند بحث هم بسیار اثر گذار بود بی پاسخ ماند. لذا آن را دوباره تکرار کرده و بعد از پاسخ شما سراغ سایر موضوعات می رویم:

آنچه من شاهد بودم جابه جایی کامنتها و تغییر و ویرایش آنها بعد از ارسال توسط شما بود که در یک گفتگوی مکتوب اصلا پسندیده و اخلاقی نیست. میخواستم ببینم توضیح شما از این اتفاق چیست تا بتوانیم بهتر بحث و گفتگویمان را ادامه دهیم.

با سپاس
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
irani
ارسالارسال شده: دوشنبه، ۰۵ فروردین ۱۳۹۲
فعّال


عضو شده: جمعه، ۲۲ آذر ۱۳۸۷
‌ارسال‌ها: 369

دوست عزیز جناب پژوهش

سلام و تبریک

امروز مطالب شما را دیدم و استفاده کردم.
نکات جالبی را در پیام های بیت العدل رمزگشایی کرده بودید.خواستم به سهم خودم چیزی اضافه کنم:

شما در لابلای بحث گفته بودید :

با شکست طرح های موسسه روحی که به جای روش های سنتی تبلیغ تهاجمی بهائیت( همچون بیوت تبلیغی که برای بهایی کردن افراد تشکیل می شد) می خواست از طریق بحث های کلی مثل وحدت و صلح و تساوی و...افراد زیادی راسمپات بهائیت کند تا بتوانند جمعیت بهائیان را در پایان برنامه بیست ساله در 2021 بسیار زیاد نشان دهند اما نتایج عکس ببار آورد، به این نتیجه رسیدند که باز تبلیغ مستقیم تبشیری و تهاجمی را مثل سابق زنده کنند و نتیجه اش اصرار بر این نوع تبلیغ همسایه و دوست و آشنایان و بستگان باشد که در پیام اسفند و نوروزی آمده است...

بنده در وبگردی های خود به سخنرانی از یکی از قدیمی ترین اعضای بیت العدل که از روز اول در بیت العدل بوده یعنی جناب نخجوانی برخوردم که بعد از سفر سه ماهه به سه کشور امریکا و کانادا و ژاپن و بررسی اوضاع آموزسی و تبلیغی بهائیان و شکست طرح های موسسه روحی در آنجا ،بقدری شوکه شده که گفته بعد از مراجعت، مریض شده و اشتهای خوردن غذایش کور شده و نتوانسته به کار بپردازد !

بعد چاره را احیای همان روش سنتی تبلیغ تهاجمی و تشکیل بیوت تبلیغى که نتیجه اش بهایی کردن افراد پس از اتمام جلسه باشد اعلام نموده است.این متن و ترجمه آن را که از یک سایت بهایی برداشته ام تقدیم می کنم.امیدوارم مکمل بحث شما باشد:

***************************
Dear Friends,
Retired member of the Universal House of Justice, Mr. 'Ali NakhjavÁni, spoke recently at the German Association for Baha'i Studies conference held in Langenhain. Apparently, those present said that Mr. NakhjavÁni was very distressed about the situation he addresses below.
If you will read his remarks, you will see that he is quite emphatic and disappointed at the misunderstanding that has arisen in several countries that he had visited regarding the institute process as being the sole and exclusive focus of Baha'i activities, to the determinant of all others, such as firesides, Baha'i studies, individual teaching and seasonal schools. He says plainly that such an attitude is "wrong." His approach is, typically, very balanced and reasonable.
We all know what a gentle soul the former tireless Universal House of Justice member is. His strong words, consequently, should be taken with all seriousness.
"I’ve spoken about teaching. I’ve spoken about scholarship. I’ve spoken about true understanding as distinct from knowledge. I want to tell you, friends, that unfortunately I have seen in the Baha’i community in recent years things that have surprised me. I went to the United States. I saw the problem there. I went to Japan. I saw the problem there. I went to Canada. I saw the problem there. Recently I have been traveling for three months. When I came back from my travels I was so weak I could not eat. I had lost my appetite.
What was the problem ? The problem was that because the House of Justice has given us the institute process that is the only thing we have to do. That is wrong. That is where the mistake is. Dear Friends, the House of Justice has never said that the core activities are the only things we have to do. There is no such thing in the writings that instead of having firesides we have study circles; that the idea of firesides is an old ?, this is the old method. The new method is study circles. This is wrong. There is no such thing in the writings of the House of Justice. Never!
My dear friends, the faith of God runs on two lines just like a train. Two lines, not one line. One is institutional, one is individual. Both are meant to work together. They are not meant to cancel each other. No. They are meant to complement each other. Not cancel each other. Not nullify each other. There should be coherence. Coherence means one side should be coherent, considerate, consistent about the needs of the other. And this one should also be consistent about the work of the other. The two work together. Baha’u’llah says that you have to teach the Cause. Every individual has to teach the Cause. Every individual has to teach the Cause. Abdu’l-Baha said you have to teach the Cause in such way that you bring one person every year to the Cause.
The House of Justice has never said: “Forget the Tablets of Abdu’l-Baha. Now only core activities !” Is that what they have said ? No. Shoghi Effendi praised the firesides. Is there anything in the writings of the House of Justice: “stop firesides?” Maybe an assistant of the auxiliary board member may have told you this. This does not make it text(?). Tell the auxiliary board member: “Show me the text!” No such thing! The House of Justice speaks about firesides as necessary.
If everything had to be abandoned and forgotten why do we have this Association for Baha’i Studies? Why have they not stopped it? Why? Why have they not stopped summer schools and winter schools? Why? It’s part of Baha’i life! The House of Justice has never said anything like this. It may be this assistant of the auxiliary board member may have said this.
Please dear friends understand, the two go together. As a community we are supposed to do both. Now as an individual maybe I cannot do both. The House of Justice has told me if you cannot go and knock at doors and read Anna’s presentation it doesn’t matter. Don’t do it. When they say don’t do it does it mean go and sit at home and do nothing? No, they are not saying that! They say, if you can’t do it don’t do it. In other words continue doing the other thing you have been doing all your life. Instead I go: “What do I do?” I sit down and say: “Thank God there is a new method now. The old method is finished. I have nothing to do. Finished. If somebody tells me they have done this I am ready to applaud. I am ready to clap. I am ready to encourage. But I do nothing.” That’s wrong. Who has said this? The House of Justice certainly has not said this. There are two lines: institutional and individual. Both are important."

( Remarks of Mr. 'Ali NAKHJAVÁNI made at a recent 2012 conference
of the German Association for Baha'i Studies in Langehain )



ترجمۀ سخنرانی جناب نخجوانی در موسسه آلمانى مطالعات بهائي در لانگهاين

دربارۀ فعّالیّت های اساسی جامعۀ بهائی

من دربارۀ تبلیغ، تحقیق، و تمایز ادراک از عرفان سخن گفته ام. دوستان! می‌خواهم به شما بگویم که متاسفانه در سال‌های اخیر در جامعه بهائی، چیزهایی دیده‌ام که مرا شگفت زده نموده است. من به آمریکا، ژاپن، و کانادا سفر کردم و این مشکل را در همه جا دیدم. اخیراً به مدت سه ماه مسافرت کرده ام. هنگامی که از سفرهایم بازگشتم، به حدّی بیمار بودم که نمی‌‌توانستم غذا بخورم. اشتهایم را از دست داده بودم. مشکل چه بود؟ مشکل این بود که چون بیت العدل اعظم، فرایند مؤسسه را به ما ارائه نموده اند ؛ پس این فرایند تنها کاری است که ما موظّف به انجام آن هستیم. این تفکّر، نادرست است. اشتباه همین جاست. دوستان عزیز، بیت العدل اعظم هرگز نفرموده است که فعّالیّت‌های اساسی‌ تنها اموری هستند که ما موظف به انجام آن هستیم. در دستخط‌های معهد أعلی چنین چیزی وجود ندارد که به جای بیوت تبلیغی، گروه های مطالعه داریم ؛ زیرا که ایدۀ بیوت تبلیغی، "متاعی کهنه " و" روشی قدیمی" است ‌. روش جدید ، گروه‌های مطالعه است. این نادرست است. در دستخط‌های معهد اعلی چنین چیزی وجود ندارد. هرگز!
دوستان عزیزم، آئین یزدانی همانند قطار بر دو خط جریان می‌‌یابد. دو خط ، نه یکی ‌. یکی‌ مؤسّسه است و دیگری فرد. این دو بدین معنا هستند که باید با یکدیگر عمل کنند، نه اینکه یکدیگر را حذف نمایند. نه ، معنای آنها این است که باید همدیگر را کامل کنند ؛ نه اینکه یکدیگر را محو نمایند ؛ نه اینکه یکدیگر را خنثی کنند. باید ارتباط موجود باشد. ارتباط بدین معناست که هرطرف باید با نیاز‌های طرف دیگر انسجام ، عنایت و سازگاری داشته باشد و بالعکس . هر دو با هم عمل می‌‌کنند. حضرت بها الله می‌‌فرمایند که شما باید تبلیغ امرلله نمایید. تبلیغ امرلله در زمرۀ وظایف فردی است. حضرت عبدالبهاء فرمود شما موظفید به گونه‌ای امر الهی را تبلیغ کنید که هر سال ، فردی جدید را به جرگۀ امر درآورید.

بیت العدل اعظم هرگز نفرموده است: "الواح حضرت عبدالبها را فراموش کنید، امروز فقط به فعّالیّت‌های اساسی‌ بپردازید". آیا این همان چیزی است که ایشان فرموده اند؟ نه. حضرت ولیّ‌ امرالله، بیوت تبلیغی را ستوده اند. آیا در دستخط‌های بیت العدل اعظم چیزی دالّ بر این وجود دارد که "بیوت تبلیغی" را متوقف کنید؟ شاید مساعد یکی‌ از معاونان چنین چیزی گفته باشد. این حرف ، نصّ نیست . به عضو هیأت معاونت بگویید: "نصّ را به من نشان بده!" چنین چیزی وجود ندارد ! معهد اعلی، بیوت تبلیغی را ضروری می‌‌دانند.

اگر همه چیز باید ترک و فراموش شود، چرا ما با هدف مطالعات بهائی اینجا مجتمع شده ایم؟ چرا معهد أعلی این را متوقّف نکرده است؟ چرا؟ چرا مدارس تابستانه و زمستانه را متوقف نکرده اند؟ چرا؟ چون این بخشی از حیات بهائی است! بیت العدل اعظم هرگز چنین چیزی نگفته است. احتمالاً یکی‌ از مساعدان اعضای هیأت معاونت چنین چیزی گفته است.

دوستان عزیز، لطفاً درک کنید که این دو با هم حرکت می‌‌کنند. به عنوان یک جامعه، بر ما فرض است که هر دو را انجام دهیم. ممکن است من امروز، به عنوان یک فرد، قادر نباشم که هر دو را انجام دهم. بیت العدل اعظم به من فرموده است که اگر نمی‌‌توانی‌ بروی، در خانه‌ها را بزنی و مکالمۀ" آنا" را بخوانی مهم نیست. آن را انجام نده. وقتی‌ می‌‌فرمایند آن را انجام نده، آیا بدین معنی‌ است که برو در خانه ات بنشین و هیچ کاری انجام نده؟ نه ، ایشان چنین چیزی نمی‌‌فرمایند . ایشان می‌‌فرمایند اگر قادر به انجام آن نیستی‌، انجامش نده. به عبارت دیگر، به عملی‌ ادامه بده که در تمام زندگی ات به آن مشغول بوده ای. به جای آن که بگویم : "من چه کاری می‌‌توانم انجام دهم؟" بنیشینم و بگویم : "شکر خدا ! اکنون روشی‌ جدید وجود دارد. شیوۀ قدیمی‌ به پایان رسیده است. من کاری ندارم که انجام دهم. تمام شد. اگر کسی‌ به من بگوید که آنها چنین کرده اند من آماده هستم که برایشان کف بزنم. من آماده‌ام که دست بزنم. من آماده هستم که تشویق کنم. اما هیچ کاری نمی‌‌کنم." این اشتباه است . چه کسی‌ چنین چیزی گفته است؟ قطعاً، بیت العدل أعظم چنین چیزی نگفته است. دو خط وجود دارد: مؤسّسه و فرد . هر دو مهم هستند...
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
نمایش ارسالها از قبلی:     
رفتن به:  
تمام زمانها مطابق GMT - 10 ساعت هستند
ارسال عنوان جدید   پاسخ دهی به عنوان
نمایش عنوان قبلی نسخه قابل چاپ ورود برای بررسی پیامهای خصوصی نمایش عنوان بعدی