«جستارهائی از تاریخ بهائیگری در ایران» نام مقاله ای است به قلم آقای عبدالله شهبازی، و «کنکاشی در بهائی ستیزی» پاسخی است به آن مقاله ازآقای سهراب نیکوصفت و مقاله حاضر نقدی است به آن پاسخ از سوی دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران ، که بلحاظ تحلیلی بودن آن در منظر کاربران "بهائی پژوهی "قرار می گیرد... (به دلیل محدودیت این صفحات در پنج قسمت ارائه می شود)
از طرفی این شکست، دلیلی است بر نقض ادعای آقای نیکوصفت که در کتاب خویش از «رستاخیز» عظیم بابی در ایران سخن به میان آورده و مدعی شده است: «رستاخیز بابی موفق میشود در مدتی کمتر از پنج سال در بین کلیه اقشار جامعه ایرانی نفوذ کند.»(ص10)اگر واقعاً این ادعا حقیقت داشت، آیا نمیبایست شاهد سرنگونی حکومت قاجار و برپایی دستگاه حاکمه بابیه در کشور باشیم؟ آنچه در آن مقطع روی داد، شورشهایی بود که در برخی نقاط توسط عدهای از پیروان باب، به امید برپایی حکومت منجی موعود شیعه، برپا شد
البته ممکن است بهائیان و از جمله آقای نیکوصفت، استناد به نوشتههای منسوبان صبح ازل، یعنی دو داماد وی را پذیرا نباشند، اما ایشان اصل عزیمت میرزاحسینعلی به آن نواحی را در هیئت یک درویش قبول دارند، چرا که عبدالبهاء">عباس افندی در «مقاله شخصی سیاح» و شوقی افندی در کتاب «قرن بدیع» به صراحت بدان اشاره کردهاند. نکته دیگری که نمیتواند مورد قبول بهائیان نباشد، علت بازگشت میرزاحسینعلی به بغداد است
ما در اینجا وارد این بحث نمیشویم که زعمای بهائیت اینگونه افکار و عقاید را در چه مقطع حساسی از تاریخ کشورمان و نیز منطقه خاورمیانه بیان میکردند و به طور کلی چه اهداف و نتایجی بر آنها مترتب بود. سؤال ما در اینجا آن است که اگر ایده «جهان وطنی» از سوی این «خدا و خدازاده» (!) با چنین تصریح و تأکیدی مطرح میشود، پس چگونه است که به محض مطلع شدن از سیاست استعماری اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیستهای اروپایی، اینگونه از حضور «سلاله جلیل و وراث کلیم» در «ارض موعود»، به وجد و ذوق میآیند و توجه :
هویدا هیچگاه رسماً و علناً اظهار وابستگی به بهائیت نکرد؛ چرا که اساساً شرایط و زمینه آن وجود نداشت و بلکه چنین تصریحی، عین حماقت و بیتدبیری به حساب میآمد. آقای نیکوصفت تنها با استناد به همین مسئله، به کلی منکر وابستگی هویدا به بهائیت شده و بلکه در جهت اثبات مسلمانی وی مینویسد: «آقای هویدا برای رفع اتهام بهائی بودن کمکهای زیادی به مذهبی شدن جو جامعه ایران کرد. اگر به تعداد مساجد و امامزادههای تازه تأسیس و تعمیر شده در دوران نخستوزیری هویدا توجه کنید، این مطلب کاملاً روشن میشود. در دوران ایشان از استخدام بهائیان شدیداً جلوگیری شد.» (ص18) این که نیکوصفت، نفس احداث مساجد و تعمیر امامزادهها را در یک کشور