مقدمه
این روزها واژه "حقوق شهروندی "در عرف سیاسی و بین المللی ،واژه شناخته شده ای است و منظور از آن حقوقی است که یک انسان به عنوان یک شهروند در یک کشور و در تحت لوای یک حاکمیت باید از آن بهره مند باشد.منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز حد و حدودی برای آن ترسیم نموده است که مورد قبول و امضای اعضای این سازمان قرار گرفته است.اما از آنجا که در بعضی کشورها ،حقوق انسانها ریشه در اعتقادات مردم آن سرزمین دارد باید این حقوق را در مبانی فکری و اعتقادی آن سرزمین نیز جستجو نمود.
بنده به نظرم رسید در بهائیت این تحقیق را شروع نمائیم که بر اساس متون بهائی شهروندان از چه حقوقی برخوردارند.چه شهروندانی که به این اعتقاد دل داده و آن را پذیرفته اند و چه آنها که آن را نپذیرفته و در تحت حاکمیت آنها زندگی می کنند. این بحث را در دو بخش ارائه خواهم نمود:
بخش اول :حقوق شهروندی از نگاه باب
بخش دوم :حقوق شهروندی از نگاه بها،عبدالبها و شوقی
این مقاله را یکی از کاربران سایت به نام فرید نگاشته و برای تاپیک تطابق دین با علم و عقل فرستاده است که به خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد . اودر این مقاله به راستی آزمائی ادعای تطابق دین با علم و عقل پرداخته است که می خوانید:
« در بسیاری از آثار جناب عباس عبدالبهاء بر مرتبه ی والای علم و
عقل تاکید فراوان شده است...
بهائیان بر این باورند که آئین ما آئین محبت است و با عداوت میانه ای ندارند.جمله ی زیر از جناب بهالله در کتاب پیام ملکوت است:
"حضرت بهاءالله اعلان فرمود که دین باید سبب الفت و محبّت باشد. اگر دین سبب عداوت شود نتیجه ندارد بی دینی بهتر است."
بهائیان با استناد به چنین عباراتی بیان می دارندکه با آمدن بهاءالله دین جدیدی نازل شده و هدف اصلی آن برقراری صلح جهانی و وحدت عالم انسانی است. حال بر اساس بیان فوق اگر این دین باعث دشمنی و عدوات شود نبود آن بهتر از بودن آن است. با اندکی تورق در کتب تاریخ معاصر به سادگی می توان فهمید که آیا بهائیت به این ادعایش عمل کرده یا نه؟
آیا بهائیت سبب الفت و محبت بوده یا نه؟...
یکی از اصول دوازدهگانه آئین بهائی، اصل" تساوی حقوق رجال و نساء "است.یکی از پژوهشگران سایت به راستی آزمائی این تعلیم در میان متون معتبر بهائی پرداخته و معتقداست در مورد تساوی حقوق زنان و مردان، تناقضات غیر قابل انکاری هم در کردار و گفتار رهبران و هم در متون موجود بهائی وجود دارد که این تعلیم را باچالش روبرو می سازد . ذیلا مقاله فوق الذکر را ملاحظه خواهید فرمود:
"تحری حقیقت" یکی از تعالیم دوازده گانه بهائیان است.بر اساس آن وظیفه سنگینی به دوش آنان نهاده می شود تا حقیقت را هر کجا و نزد هرکه باشد جستجو نموده و در آغوش گیرند.
لازم بود تاپیکی به این موضوع اختصاص می یافت تا ابعاد آن شکافته شود.اینک این مجال